پادگرد
کاور 16-شب و روز
خانواده ما

16-شب و روز

۱۱ مرداد ۱۴۰۲ · 15 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

آرزو: سلام ،سلام به شما شنونده عزیزم/ من آرزو هستم / و امیدوارم لبتون همیشه بخنده// حامد: درود من هم حامد هستم و امیدوارم حال دلتون همیشه خوب باشه// آرزو جان ؟/ یادته اون روز بیدار شدی کاراتو انجام دادی و گفتی هوا خیلی خوبه یه چای برداشتیم وبا سیروان رفتیم پارک؟/ آرزو: خوب یادمه/ تازه رسیده بودیم پارک که یهو آسمون شروع کرد به باریدن/ یه جوری که مجبور شدیم بریم تو یکی از آلاچیق ها پناه بگیریم / تا بارون بند بیاد / بعد من گفتم اه / این چه شانسیه که من دارم / و شروع کردم به غرغر کردن مجبور بودیم تا بارون بند بیاد منتظر بمونیم / گفتم حداقل چاییمونو بخوریم / و شروع کردیم به چای خوردن که دیدم چقدر منظره های دور و اطرافمون قشنگه/ انگار درختا زیر بارون داشتن میرقصیدن و زیبایی فضای پارک دو چندان شده بود// از اینکه اون لحظه زیر آلاچیق داشتیم بارون و تماشا میکردیم و چای میخوردیم / خیلی خیلی بهم خوش گذشت و دیگه یادم رفت که ناراحت شده بودم// حامد: خیلی وقتا / نوع دید ما به یک اتفاق یا یک خصوصیت/ باعث ناراحتی و احساس نارضایتیمون میشه/ ولی در واقع فقط نوع دید ماست که این حس وبهمون میده / مثلاً کسی که از یک وضعیت جسمی رنج میبره با تغییر نوع دیدش تبدیل به قهرمان پارالمپیک میشه و دنیا رو / به تحسین خودش وادار میکنه// آرزو: کلام خداوند در جامعه باب 4 آیه 11 میگه :/ آنکه به باد نگاه می‌کند، نخواهد کشت و آنکه به ابرها نظر نماید، نخواهد دروید// آیه به ما میگه آنکه به باد نگاه می کند نخواهد کاشت یعنی/ اگه شما فقط به خاطر روزگار و شرایط سختی که در آن قرار دارید نا امید باشید و هیچ کاری انجام ندین و فقط سر جاتون بشینین و ناله کنین/ هرگز نمی‌تونین زندگیتون رو سامان ببخشین/ واز بیم وزش بادها هیچ بذری نخواهید کاشت / و آن کس که به امید ابرها میشینه تا همیشه از شرایط خوب لذت ببره و فکر میکنه که شرایط همیشه اینجوری باقی میمونه / هیچ وقت محصولی رو درو نخواهد کرد / اگه ما از روزهای خوبمون و فرصتهامون درست استفاده نکنیم و فقط دست رو دست بذاریم و بگیم که/ همه چی درسته و همیشه همه چیز همینطوری میمونه / هرگز به نتیجه مطلوب نمیرسیم // حامد: شب و روز/ در کنار هم زیباست و مکمل هم هستن/ سفید و سیاه در کنار هم معنا پیدا می‌کن و ما نه/ باید به روزامون دل ببندیم و نه/ باید در شب هامون ناامیدانه غرق بشیم// آرزو: خدا با رحم و شفقت عظیم خودش / غم ما رو می پوشونه / نامه های عاشقانه خداوند/ اغلب با بسته‌های اندوه به ما میرسه / اونها مملو از برکات برای ما هستن پس بیاین از ابرهای تیره زندگیمون گله و شکایت نکنیم چون / گلهای خوشبوی اردیبهشت‌ماه ثمره باران فروردین ماه هستن// حامد : استاد سخن عالیجناب سعدی میفرماید : اگر باد و برف است و باران و میغ اگر رعد چوگان زند ، برق تیغ همه کار داران فرمان برند که تخم تو در خاک می پرورند در پناه خداوند باشید آرزو: ای پدر /سپاس از تو که در رو به روی تک تک فرزندانت باز کردی تا در آغوش و سایه تو با محبت زندگی کنیم / شما را به دستان امن پدر آسمانی میسپارم // حامد و آرزو همزمان : آمین//

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.