پادگرد
کاور داستانی از ملانصرالدین ( شناخت رفتار مردم)
خانه علوم تربیتی و روانشناسی مشهد

داستانی از ملانصرالدین ( شناخت رفتار مردم)

۲۷ مهر ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

حکایت مولانا نصرالدین و راز سکه نقره: آیا او احمق بود یا داناترین فرد شهر؟ چرا مولانا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌کرد و در مواجهه با دو سکه (یکی طلا، یکی نقره)، همیشه سکه نقره را برمی‌داشت؟ مردم او را دست می‌انداختند تا حماقتش را ثابت کنند، غافل از اینکه نصرالدین از این موقعیت بهره می‌بُرد و با این کار پول زیادی به دست آورده بود. در این پادکست بشنوید: • درس بزرگ استراتژی: «اگر کاری که می‌کنی هوشمندانه باشه هیچ اشکالی نداره که تو رو احمق بدانند.» • چگونه مولانا نصرالدین با استفاده از «دیدگاه سیستمی اجتماعی» ، باورهای مردم را تأیید کرد و در ازای آن پاداش گرفت؟ • تحلیل استراتژی ترکیبی بازاریابی نصرالدین که هزینه کمتری به مردم تحمیل می‌کرد و آن‌ها را به پول دادن تشویق می‌نمود. در نهایت، آیا حق با کسی بود که او را احمق می‌پنداشت؟ یا مولانا نصرالدین واقعاً داناتر از مردم آن شهر بود؟

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.