

۵- شبِ فِراق نخواهم دواجِ دیبا راVersion 2
۱۶ مرداد ۱۴۰۱ · 11 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
با صدای خانم دکتر مهتاب حاجیمحمدی https://open.spotify.com/album/6z3EmTZIWYX2Aea1TrosNv?si=lcmgVmJEQGuxeEYhvHVvSg https://didarejan.com/شرح-و-تفسیر-غزل-شماره-5-دیوان-سعدی/ 1) شبِ فِراق نخواهم دواجِ دیبا را / که شب دراز بُوَد خوابگاهِ تنها را 2) ز دست رفتنِ دیوانه عاقلان دانند / که احتمال نمانده ست ناشکیبا را 3) گرش بینی و دست از ترنج بشناسی / روا بُوَد که ملامت کنی زلیخا را 4) چنین جوان که تویی ، بُرقعی فرو آویز / وگرنه ، دل برود پیرِ پای برجا را 5) تو آن درختِ گُلی ، کِاعتدالِ قامت تو / ببُرد قیمت سروِ بلند بالا را 6) دگر به هر چه تو گویی ، مخالفت نکنم / که بی تو عیش میسر نمی شود ما را 7) دو چشم باز نهاده ، نشسته ام همه شب / چو فرقدین و ، نگه می کنم ثریا را 8) شبی و شمعی و جمعی ، چه خوش بُوَد تا روز / نظر به روی تو ، کوریّ چشمِ اعدا را 9) من از تو پیشِ که نالم ؟ که در شریعتِ عشق / معافِ دوست بدارند قتلِ عمدا را 10) تو همچنان دل شهری به غمزه ای ببری / که بندگانِ بنی سعد ، خوانِ یغما را 11) در این روش که تویی ، بر هزار چون سعدی / جفا و جور توانی ، ولی مکن یارا
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
