پادگرد
کاور آن ماه دو هفته در نقاب است ؟   44-52
خانه ادب پارسی- سعدی خوانی با کیوان ورد

آن ماه دو هفته در نقاب است ؟ 44-52

۲۸ شهریور ۱۴۰۱ · 17 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

1) آن ماه دو هفته در نقاب است ؟ / یا حوریِ دست در خضاب است ؟ 2) وآن وسمه بر ابروان دلبند ؟ / یا قوس قُزَح بر آفتاب است ؟ *** 3) سیلاب ز سر گذشت یارا / زاندازه به در مبَر جفا را 4) بازآی که از غم تو ما را / چشمی و هزار چشمه آب است *** 5) تندی و جفا و زشت خویی / هر چند که می کنی ، نکویی 6) فرمان برمت به هر چه گویی / جان بر لب و چشم بر خطاب است *** 7) ای روی تو از بهشت بابی / دل بر نمک لبت کبابی 8) گفتم بزنم بر آتش آبی / وِاین آتش دل نه جای اب است *** 9) صبر از تو کسی نیاورَد تاب / چشمم ز غمت نمی بَرد خواب 10) شک نیست که بر مَمّر سیلاب / چندانکه بنا کنی ، خراب است *** 11) ای شهرۀ شهر و فتنۀ خیل / فی مَنظَرِکِ النَّهارُ وَالّیل 12) هر کُاو نکند به صورتت میل / در صورت آدمی دَواب است *** 13) ای داروی دلپذیر دردم / اقرار به بندگیت کردم 14) دانی که من از تو برنگردم / چندانکه خطا کنی ، صواب است *** 15) گرچه تو امیر و ، ما اسیریم / گرچه تو بزرگ و ، ما حقیریم 16) گرچه تو غنی و ، ما فقیریم / دلداری دوستان ثواب است *** 17) ای سروِ روان و گل بن نو / مه پیکر آفتاب پرتو 18) بستان و بِده ، بگوی و بشنو / شب های چنین نه وقت خواب است *** 19) امشب شب خلوت است تا روز / ای طالع سعد و بخت فیروز 20) شمعی به میان ما برافروز / یا شمع مکُن که ماهتاب است *** 21) ساقی ، قَدَحی قلندری وار / در دِه به معاشران هشیار 22) دیوانه به حال خویش بگذار / کِاین مستی ما نه از شراب است *** 23) باد است غرور زندگانی / برق است لوامع جوانی 24) دریاب دَمی که می توانی / بشتاب که عمر در شتاب است *** 25) این گرسنه گرگ بی ترّحم / خود سیر نمی شود ز مردم 26) ابنای زمان ، مثال گندم / وِاین دَورِ فلک چو آسیاب است *** 27) سعدی ، تو نه مرد وصلِ اویی / تا لاف زنی و قرب جویی 28) ای تشنه ، به خیره چند پویی ؟ / کِاین ره که تو می روی ، سراب است

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.