

غزل شمارهٔ ۴۹- خرم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
۲ مهر ۱۴۰۱ · 10 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
1) خرّم آن بُقعه که آرامگه یار آنجاست / راحت جان و شفای دل بیمار آنجاست 2) من در اینجای همین صورت بی جانم و بس / دلم آنجاست که آن دلبر عیّار آنجاست 3) تنم اینجاست سقیم و دلم آنجاست مقیم / فلک اینجاست ، ولی کوکب سیّار آنجاست 4) آخر ای باد صبا ، بویی اگر می آری / سوی شیراز گذر کن که مرا یار آنجاست 5) درد دل پیش که گویم ؟ غم دل با که خورم ؟ / روم آنجا که مرا محرم اسرار آنجاست 6) نکند میل ، دل من به تماشای چمن / که تماشای دل آنجاست که دلدار آنجاست 7) سعدی ، این منزل ویران چه کنی ؟ جای تو نیست / رخت بربند که منزلگه احرار آنجاست
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
