

غزل شمارهٔ ۸۷- گر کسی سرو شنیدهست که رفتهست این است
۱۱ دی ۱۴۰۱ · 9 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
1) گر کسی سرو شنیده ست که رفته ست این است / یا صنوبر که بُناگوش و بَرش سیمین است 2) نه بلندی است به صورت که تو معلوم کنی / که بلند از نظر مردم کوته بین است 3) خواب در عهد تو در چشم من آید ؟ هیهات / عاشقی کار سری نیست که بر بالین است 4) همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت / و آنچه در خواب نشد ، چشم من و پروین است 5) خود گرفتم که نظر بر رخ خوبان کفر است / من از این باز نگردم که مرا این ، دین است 6) وقت آن است که مردم ره صحرا گیرند / خاصه اکنون که بهار آمد و فروردین است 7) چمن امروز بهشت است و تو در می بایی / تا خلایق همه گویند که حورالعین است 8) هر چه گفتیم در اوصاف کمالیّت او / همچنان هیچ نگفتیم که صد چندین است 9) آنچه سرپنجۀ سیمین تو با سعدی کرد / با کبوتر نکند پنجه که با شاهین است 10) من دگر شعر نخوانم که نویسم ، که مگس / زحمتم می دهد از بس که سخن شیرین است
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
