پادگرد
کاور غزل شمارهٔ ۱۰۲- تا دست‌ها کمر نکنی بر میان دوست
خانه ادب پارسی- سعدی خوانی با کیوان ورد

غزل شمارهٔ ۱۰۲- تا دست‌ها کمر نکنی بر میان دوست

۶ بهمن ۱۴۰۱ · 6 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

1) تا دست ها کمر نکنی بر میان ای دوست / بوسی به کام دل ندهی بر دهان دوست 2) دانی حیات کُشتۀ شمشیر عشق چیست ؟ / سیبی گَزیدن از رخِ چون بوستان دوست 3) بر ماجرای خسرو و شیرین قلم کشید / شوری که در میان من است و میان دوست 4) خصمی که تیر کافرش اندر غزا نکشت / خونش بریخت ابروی همچون کمان دوست 5) دل رفت و دیده خون شد و جان ضعیف ماند / وآن هم برای آن که کنم جان فشان دوست 6) روزی به پای مَرکب تازی درافتمش / گر کِبر و ناز بازنپیچد عنان دوست 7) هیهات ، کام من که برآید در این طلب / این پس که نام من برود بر زبان دوست 8) چون جان سپردنی است به هر صورتی که هست / در کوی عشق خوشتر و بر آستان دوست 9) با خویشتن همی برم این شوق تا به خاک / وز خاک سر برآرم و پرسم نشان دوست 10) فریاد مردمان همه از دست دشمن است / فریاد سعدی از دل نامهربان دوست

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.