پادگرد
کاور قسمت ۴۱ |  از شعر و ترانه تا دغدغهٔ شکاف نسل‌ها با عبدالجبار کاکایی
کتابگرد

قسمت ۴۱ | از شعر و ترانه تا دغدغهٔ شکاف نسل‌ها با عبدالجبار کاکایی

۱۰ خرداد ۱۴۰۱ · 56 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

عبدالجبار کاکایی مهمان این قسمت کتابگرد است. با آقای کاکایی از شعر و ترانه و شکاف نسل‌‌ها حرف زدیم. حمایت مالی (ریالی و ارزی) از پادکست کتابگرد لینک کتاب‌های این قسمت در طاقچه کد تخفیف ۳۰٪ برای تمام کتاب‌هایی که در پادکست معرفی شده: ketab41 اینستاگرام پادکست کتابگرد آدرس ایمیل: ketabgardpodcast@gmail.com آدرس اینستاگرام عبدالجبار کاکایی کتاب‌های محبوب عبدالجبار کاکایی سکانس کلمات: سید حسن حسینی غزلیات شمس با گزینش و تفسیر شغیعی کدکنی بوستان سعدی کتاب‌هایی که برای هدیه پیشنهاد دادم مهاتما گاندی : رومن رولان عاشقانه‌‌های شعر کرد : نشر ثالث من قاتل پسرتان هستم : احمد دهقان فهرست کتاب‌هایی که در این گفت‌وگو از آن‌ها حرف زدیم بوف کور : صادق هدایت نوش‌داروی طرح ژنریک : سید حسن حسینی ملت عشق : سید حسن حسینی مادر : ماکسیم گورکی دن‌آرام : شولوخوف قمارباز : داستایوفسکی سفر به گرای ۲۷۰ درجه : احمد دهقان غزل‌های سعدی مخزن الاسرار نظامی باباطاهر عریان بیدل دهلوی در جست‌وجوی زمان از دست رفته : مارسل پروست مکتب حافظ: منوچهر مرتضوی کافه پیانو: فرهاد جعفری لگدکوب خیال: عبدالجبار کاکایی لوهات: عبدالجبار کاکایی تاوان کلمات : عبدالجبار کاکایی عذاب دوست داشتن : عبدالجبار کاکایی مشروطه‌ی ایرانی : ماشالله آجودانی تاریخ مشروطه ایران : احمد کسروی ترجمهٔ ترانهٔ قلاقیران من گل خودروی کوهستانی‌ام اهل ایل بی سر و سامانی‌ام ساقه‌ام در خاک این غربت‌سراست با بلوط پیر اینجا آشناست مثل دل‌های بزرگ اهل ایل مردمان خسته ابن سبیل من هم از این سنگلاخ ساده‌ام اهل این ایل غریب افتاده‌ام اهل ییلاق و رحیل کوچ‌ها آشنا با ردپای قوچ‌ها آه از ایلاتی و آوارگی زخمی تیغ» ابو قدارگی» زخم تلخ تسمه بر جان داشتن درد را در گُرده پنهان داشتن تن ز هُرم سوزناک آفتاب مثل رود «سیمره» در پیچ و تاب داشتن در سینه صدا بیشه شیر مثل«مانشت» از ابهت سر به زیر اشک ما جاری ز فرط خشم ما مثل «کنجاچم» ز کنج چشم ما ای ز جان غم بلانوشان سلام! بچه‌های «تپه خرگوشان» سلام! ای قلاقیران خروش نایتان هفت چشمه» گریه شب هایتان» از زمانی که تکلم کرده‌ایم ریشه‌مان را در زمین گم کرده‌ایم مانده‌ایم اینجا در اوج بی‌کسی گله‌های مرتع دلواپسی کو شبان این دل افروخته داغ ما صد نی لبک را سوخته اینک ای گل‌های خارستان و دود «لاله‌‌های رُسته بر «چشمه کبود اینک ای مظلوم بی‌سامان ایل ای زن پیوسته در حال رحیل ای پلنگ آیین چشم آهو سلام لاله دامان «دالاهو» سلام! ای ستون این دل ویران شده سر بر آورده، قلاقیران شده دست پیش آرید تا با هم شویم با تمام کوه‌ها محرم شویم بس که ما را شهر عادت می‌دهد خانه‌هامان بوی غربت می‌دهد حامی پادکست: طاقچه

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.