پادگرد
کاور عروس ایران قسمت اول
کتاب داستانی

عروس ایران قسمت اول

۱۰ آذر ۱۴۰۴ · 45 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

جهانگیر با ادب و فروتنی میپرسه: ممکنه شما رو بشناسم؟ دختر میگه: اسم من مهری ه. من ایرانی هستم. دختر ایرانی با وقار و متانت بی نظیری صحبتی میکرد و اعتنایی به وضعیت امپراتور نداشت. مثل اینکه با یکی از همشهری هاش صحبت میکنه. جهانگیر به چشمان درخشان، مژگان بلند، گردن صراحی مانند و زلفان مشکی مهری نگاه میکنه. مهری مانند پرنده زیبا اما وحشی بود و از حرکات و رفتارش معلوم بود که رام شدنی نیست. جهانگیر نمیدونست چی به سرش اومده. فقط میدونست که به دام پرنده وحشی گرفتار شده. ******** قسمت اول از دوگانه کتاب عروس ایران نویسنده این کتاب هارولد لمب، و مترجمش آقای علی جواهرکلامه. عنوان اصلی این کتاب "نورمحل" ه که با عنوان "عروس ایران" در ایران به چاپ رسیده. تقریبا خیلی اطلاعات زیادی راجع به نورمحل در اسناد و مدارک تاریخی وجود نداره. به این دلیل که که اون یک زن بوده. اما با گذشت زمان، به تدریج حکایتی درباره یک زن ایرانی که مدتها هند رو اداره کرده، گرد آوردی شده و این جریان غیرقابل اجتنابه. علاوه بر این، کلیه مورخین متفق القول هستن که مهری در عصر خودش، ملکه زیبایی بوده. نقاشان تصاویرش رو طوری کشیدن که همه این حرف ها رو اثبات می کنه. حیف که مجسمه سازی در دیانت اسلام حرامه، چون اگه ممکن بود مجسمه ای از "مهری" بسازن، دست کمی از مجسمه وینوس نداشت. این زن زیبا، عادل و باتدبیر و درایت، از کنج حرمسرا بیرون اومده و دوباره به گوشه انزوا بازگشته. از اونجایی که به نظر میرسه نورمحل در سال های آخر عمر، کمتر کسی رو میدیده، طبعا هیچ مورخی، تاریخ زندگیش رو با نظر خود اون ننوشته. مورخان دوره ی شاه جهان نسبت به نورمحل نظر مساعدی داشتند و نویسندگان اخیر هم از اون پیروی کردن. البته زنی که اداره امور کشور رو از دست یک امپراتور مغول درآورده، نمیتونه از مردهای چاپلوس مغول، انتظار نظر مساعد داشته باشه. اما در عین حال، عملیات درخشان نورمحل و زیبایی بی نظیرش انکارپذیره و در کارهایی که نورمحل انجام داده، هیچ خطایی نیست؛ جز اینکه اون یک زن بوده.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.