

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
10 دقیقه از ریختن متروپل گذشته بود که دانیال(دانشور) زنگ زد، زار میزد، شیراز بود، میگفت چیکار کنم؛ چیکار کنم با این داغ. . . همین چند روز پیش هم همه بچههای گروهشون همت کردن تا پول عمل جراحی عجیب و غریب یه همشهری رو جور کنن؛ و جور کردن. . . داستان«کاکوبه» اهدایی به«کوبکا»ییهاست، این روایت ریشه توی یه اتفاق واقعی داره و تفاوت هنرمندیه که اگه گریه میکنه برای آوار شدن یه ساختمون؛ این گریه اشک مصنوعی بعد از خاویارخوری فستیوالها، قر کمر بعد از عروسی ساسیها و لابلای ادای لب گرفتنها نیست؛ کوبکا با صدای اسی، انبان و داربوکا ضجه زده همیشه! . . ضبط و افکت با کسب اجازه از رفیق همیشه همراه، شهرام واصفی، با همراهی پویای حاتمی عزیزم انجام شده. . . @shahramvasefi.music @pouyahatamiorginal @danial.daneshvar @esi.konari @mohammad_zadsarr @hoosein.mousavii @koobka.band . .
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

