

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
پیرمردی به به نام ساموئل در صبح یک روز سرد و بارانی با لباسی تابستانی و کهنه وارد دفتر کاری می شود ساموئل که دعوت نامه ای از طرف آقای ساموا دارد به امید اینکه شاید در این دفتر برای او شغلی مهیا شود منتظر ساموا می ماند. همزمان با ساموئل پیرمرد دیگری هم به نام سیمون وارد این دفتر می شود که او هم ظاهراً منتظر آقای ساموا است.ساموئل از آرزو هایش به سیمون می گوید و اینکه در آرزوی یافتن کاری است تا بالا پوشی برای زمستان پیش رو که زمستان سختی هم هست تهیه کند. در همین حین پیرمرد سومی هم وارد دفتر می شود و ساکت و غمگین از پشت پنجره به بارانی که می بارد خیره می شود .ساموئل نگران است که شاید این پیرمرد کم حرف هم به دنبال یافتن کاری به اینجا آمده و او را رقیب خود می داند ، اما بعد از مدتی سیمون که در آن دفتر کار می کند واقعیتی را در باره پیرمرد و ساموا میگوید که ساموئل پاک نا امید می شود.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





