

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
اغلب ما از شرم آگاه می شویم و از خود بودنمان دور می شویم، اما در حالتی ما به شرم آگاه می شویم واز شرمدور می شویم .. از اینکه چه کسی چه فکری کند ، از اینکه چه می شود ... از چقدر ها ، چرا ها ... از پاسخ دادن به خود ... ما آدمها، حتی آن بی خدایانمان ، یکخدایی در درون داریم که هی می پرسد چرا ؟ انگار یک قاضی نشسته و در روز جزا یی که از هم الان شروع شده مشغول محاکمه است ... اما شراب این خدا را ساکت می کند . مرز ها را می شکند ، عذاب وجدانها را ، تناقض ها را ... اینکه به عقوبت ها فکر کنی ... می شودکهخودت بشوی ، بند آخرت وجامعه وخانواده و حتی خودت را بریزانی ... می شود بشوی خودت . آن شرابی که صائب از آنمی گوید اما چیز دیگریست ، این شراب با زایل کردن آگاهی از خود ترا آزاد می کند ، و آنی که صائب می گویدخود آگاهی است به خود. اما این آگاهی هممثل شراب زنجیر پاره می کند . می بینی شده ای حلاج که روزه می شکنی که دلی نشکند... اما جامعه از این زنجیر بریدنها بیزار است ، دینهمهمینطور . همانقدر که شراب با دین در ستیز است، آگاهی همهست . چرا تو باید دل جزامی را نشکنی؟ جزامی در اینجا همانی استکه از جامعه وخانواده ودوست وغریب، هزار زخم جسم و دل خورده و در کنجی گریان است ... توهم بشکن ... دینمی گوید روزه نگه دار ... آگاهی با قانون هم در ستیز است ، با اخلاق با وفاداری با آموزش با کار با تولید ... آگاهی مثل شراب با خود آدمهم در ستیز است و آدم را ویران می کند
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





