پادگرد
کاور 13_ عزاداران بَیَل. نویسنده: غلامحسین ساعدی. قسمت پایانی
جم کست

13_ عزاداران بَیَل. نویسنده: غلامحسین ساعدی. قسمت پایانی

۹ تیر ۱۴۰۰ · 26 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

غلامحسین ساعدی(1364-1314)معروف به گوهر مراد، روانپزشک و داستان نویسی تبریزی بود که پس از انقلاب به پاریس هجرت نمود و بعد از نوشتن نمایشنامه ی«اُتللو در سرزمین عجایب»سرانجام در همسایگی صادق هدایت به خاک سپرده شد. او که در ابتدا به عنوان نمایشنامه‌نویسی چیره دست (با نام مستعار گوهر مراد) شهرت یافته بود،‌ با نگارش داستان‌های زیبایی چون «گدا»، «دو برادر» و «آرامش در حضور دیگران»، جایگاه خود را به عنوان یکی از خلاق‌ترین داستان‌نویسان ایران نیز تثبیت کرد. ساعدی نوشتن را ابتدا به صورت گزارش و تفسیر در هنگامه‌ی نوجوانی آغاز و با نشریات فریاد، صعود و... همکاری کرد و اولین بار در ارتباط با همین نوشته‌ها به زندان افتاد. کتاب«عزاداران بَیَل» مشهورترین اثر اوست که دربردارنده ی هشت داستان پیوسته پیرامون بیچارگی و بدبختی همیشگی اهالی روستایی به نام بَیَل است. بَیَل نماد فقر و فلاکت فرهنگی،اجتماعی،اعتقادی و اقتصادی بسیاری از روستاهای ایران است! یکی از معروف ترین داستان های عزاداران بَیَل، داستان چهارم(گاو)و آن جمله ی تاریخی فیلم گاو به کارگردانی داریوش مهرجویی است که مشدی حسن پس از شنیدن خبر گم شدن گاوش که در حقیقت مرده بود، مجنون می شود و طی زندگی در طویله به اهالی بَیَل می گوید: من مشدی حسن نیستم. من گاوم. من گاو مشد حسن هستم. آثار او دستمایه‌ی برخی از بهترین فیلم‌های بلند سینمای ایران قرار گرفته است، که از جمله‌ی آنها می‌توان فیلم‌های "گاو" (ساخته‌ی داریوش مهرجویی، ۱۳۴۸)، "آرامش در حضور دیگران" (ساخته‌ی ناصر تقوایی، ۱۳۴۹) و "دایره‌ی مینا" (ساخته‌ی داریوش مهرجویی، ۱۳۵۳) را نام برد. در مرداد ۱۳۳۲ هنگام کودتای ۲۸ امرداد وارد دانشکده‌ی پزشکی تبریز شد و در اواخر سال‌های دانشکده فعالیت هنری و ادبی خود را مجدانه پی گیری کرد. ساعدی در دهه‌ی چهل که دوره‌ای خاص در ادبیات ایران محسوب می‌شود، رشد کرد و به تحصیل خود در رشته روان پزشکی ادامه داد. عمده‌ی فعالیت‌های قلمی ساعدی در حوزه نمایش نامه نویسی است و به همراه تنی چند هم چون بیضایی، رادی و نصیریان پیش زمینه‌ی تئاتر را بینان نهادند. بخش دیگر از نوآوری او در زمینه تئاتر چاپ آثار پانتومیم تحت عنوان لال‌بازی‌هاست. ساعدی در اوایل دهه‌ی پنجاه گاهنامه‌ی الفبا را به همراه تنی چند منتشر نمود و در سال ۱۳۵۶ همزمان با احمد شاملو در چاپ مجله‌ی ایرانشهر در خارج از کشور همکاری می‌کرد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.