
شعر افسانه - کتاب صوتی طغیان - اثر نیما شهسواری
۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ · 1 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
"افسانه" شعر و کلام نیما شهسواری بر ضریح و آستانت میدرد جامه و تن میکشند و خار بر پایت بدون هیچ ظن اینچنین تحقیر خویش و اینچنین برپای غم وصل و موصول تو و ابزار هیچ است این بدن عقل را اینان فدا و هیچ دارد او عمل از خودش هیچ و زِ تو دارد تمنای قِبل گر به دنیا زشتی و صد ظلم دیگر بار هست او بساید سر به پایت اینچنین تکرار هست وای ضایع میشود اینسان همه عقل و عمل از چنین تن هیچ ماند هیچ در انظار بل در دلش فریاد صد ظلم و ولی مدهوش بود او زِ خود دنیا و ظلم و زشتی اما کور بود او تمام هَم توسل در چنین دد زور بود او کُند خود را فدا و بر جهانش کور بود چاره بر این اختگی و بر چنین افکار خواب زیستن در کام دنیا دیدن ظلم و عذاب شاید او بیدار گشت و برکند این جامه را از دلش دنیا و عقلش اینچنین افسانه را شاید او بیدار و او معنای رؤیایی رها شاید از جنگش جهان بیدار این افسانه را #کتاب #طغیان #شعر #افسانه #شاعر #نیماشهسواری برای دریافت آثار نیما شهسواری اعم از کتاب و شعر به وبسایت جهان آرمانی مراجعه کنید https://idealistic-world.com #هنر #هنرمند #شعر_آزاد #شعر_کوتاه #شعر_فارسی #خرافات #خرافات_اسلامی #خرافات_دینی #دین #اسلام #نقد_ادیان #نقد_اسلام #اعتراضات_سراسری #اعتراضات_مردمی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
