
داستان منظوم عَدالت؛ اثر نیما شهسواری: محاکمهی شریعت در مسلخِ فقر
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ · 8 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
«خدایی که اذنش مگس پر گشود، چرا انسانیت را در فقر ربود؟» در داستان تکاندهندهی «عَدالت»، نیما شهسواری روایتگر پدری است که میانِ دو تیغ گرفتار شده است: تیغِ بیماریِ دخترش که به زر نیاز دارد، و تیغِ شریعتی که دستِ سارقِ ناچار را میبرد. این اثر، نقدی رادیکال بر قوانینی است که مسببِ فقر (ساختار قدرت) را رها کرده و معلولِ فقر (پدر ناچار) را مثله میکنند. در این پادکست/کتاب صوتی میشنوید: - روایت پدری که مزدِ رنجش پینهی دست است، نه نانِ سفره. - پارادوکسِ «اذن الهی»؛ چرا خدا مانع سرقت نمیشود اما تماشاگرِ قطعِ ید است؟ - رویارویی عدالتِ قدسی با واقعیتِ خونینِ فقر. - فرجامِ خونبار: پدری که ابتدا دستش و سپس سرش را به نام «عدالت» از دست میدهد. وقتی شکنجه به نام خدا تطهیر میشود، بیداری تنها راهِ رهایی است. شنیدن نسخه کامل در وبسایت جهان آرمانی: 🌐 https://idealistic-world.com/ 📥 پرتال آثار نیما شهسواری: https://idealistic-world.com/portal/ #عدالت #نیما_شهسواری #داستان_های_سیاه #نقد_شریعت #فقر #حقوق_بشر #قطع_ید #کتاب_صوتی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
