
کتاب شعر صوتی طغیان - شعر ام - اثر نیما شهسواری
۷ اسفند ۱۴۰۳ · 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
"اُم" شعر و کلام نیما شهسواری به دنیا مرد پیری بود در راه و او صاحب به قدرت بود بر جاه بهار عمر او پنجاه بیش است مثال شاه بود و شاه پیش است به پیش آمد به روزی خانهی دوست به دیدن یار غار و خانهی او است میان گفتن و عرضی از آن دور بیامد دختری در پیش بر او نگاه شیخ بر جان و تنش رفت میان موی و لب بر چشم از قسط دوباره او نگاهی پیش راند است به اندام و به رخسارش دلش مست به ناگه روی کرده بر دل دوست بگفتا دخترت خواهم دلم اوست چنین گفت و برون از خانه در راه به فکرش آن نکاح و نغمهی شاه پدر هاج است و حیران چیست این راه نگاهی دخت خود این چیست آن شاه به اشک چشم و دستان پیشران برد خدا را یاد کرد و داد جان برد میان اشکهایش آمده پیش همان دختر به سوی آن پدر خویش به دستش دارد او بازیچهای شاد پدر گوید به بازی پیش در باد پدر بر قامت کوچک نگاهی به رخسارش نگاهی جیغ آهی بگفتا ای خدا این طفل کَه سال همه عمرش به شش سال است بیبال #کتاب #طغیان #شعر #اُم #شاعر #نیماشهسواری برای دریافت آثار نیما شهسواری اعم از کتاب و شعر به وبسایت جهان آرمانی مراجعه کنید https://idealistic-world.com صفحه رسمی اینستاگرام نیما شهسواری @nima_shahsavarri #شعر_آزاد #شعر_کوتاه #شعر_فارسی #جهنم #خدا #الله #اسلام
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
