پادگرد
کاور راحیل
جان ارزان زنان

راحیل

۱۸ تیر ۱۴۰۵ · 7 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

مریم دهکردی، روزنامه‌نگار، گزارشی عمیق درباره قتل‌های ناموسی و مبتنی بر جنسیت در ایران ارائه می‌دهد. این گزارش بر پرونده قتل راحیل، دختر ۱۳ ساله‌ای در بندرعباس تمرکز دارد که در نیمه دوم بهمن ۱۳۹۹، پیکرش با سر بریده شده در لای پتویی کشف شد. پلیس آگاهی هرمزگان پس از شناسایی جسد، برادر ۱۹ ساله راحیل، محمد، را که در بیمارستان بستری بود، به عنوان مظنون دستگیر کرد. محمد در ابتدا داستانی ساختگی از حمله چهار نفر در یک خودروی پراید و قتل خواهرش ارائه داد. با این حال، تناقضات در اظهارات محمد باعث ادامه تحقیقات شد و سرانجام پس از سه روز، او به قتل راحیل اعتراف کرد. محمد مدعی شد که راحیل به دلیل "حرف و حدیث" در روستا باعث آبروریزی خانواده شده بود. اما تحقیقات نشان داد که راحیل دختری بسیار ساده و تنها ۱۳ ساله بوده که تنها سرگرمی‌اش بازی با همسالان خود در کوچه بوده است. یکی از اعضای خانواده فاش کرد که محمد دارای اعتقادات مذهبی شدیدی بود و خواهرش را از بیرون رفتن منع می‌کرد و حتی تلفن همراه او را که برای تکالیف مدرسه استفاده می‌شد، ضبط کرده بود. برخلاف ادعای محمد مبنی بر اینکه قتل در یک لحظه خشم و عصبانیت رخ داده، اهالی روستا معتقد بودند که این اقدام با برنامه‌ریزی قبلی صورت گرفته است. برخی از اهالی فاش کردند که محمد دو ماه پیش از حادثه، تصمیم گرفته بود قصابی یاد بگیرد و چهار گوسفند را قربانی کرده بود که آخرین آنها چند روز پیش از قتل راحیل انجام شده بود. این امر ابهاماتی را درباره انگیزه و چگونگی تامین هزینه گوسفندان، با توجه به وضعیت مالی ضعیف خانواده و فوت پدر راحیل هفت ماه قبل از حادثه، ایجاد کرد. تئوری دیگری نیز مطرح شد که راحیل "راز سر به مهری" را می‌دانسته که محمد از فاش شدنش هراس داشته، و این راز احتمالاً مربوط به مرگ مشکوک پدرشان بوده است. این روایت نشان می‌دهد که راحیل شب حادثه تنها با وعده پوشیدن لباس جدیدی که محمد سفارش داده بود، حاضر به همراهی او شده بود. این داستان غم‌انگیز، نمونه‌ای از جنایات خانوادگی با لایه‌های پنهان و پیچیده است. محمد همچنان در زندان به سر می‌برد و خانواده او حاضر به رضایت برای آزادی‌اش نشده‌اند. علت اصلی مرگ راحیل نیز به دلیل عدم ابراز جزئیات بیشتر توسط محمد، همچنان در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است. این پرونده تأکید می‌کند که چگونه برداشت‌های غلط از "ناموس" و عقاید مذهبی افراطی می‌تواند منجر به فجایعی غیرقابل جبران شود و زندگی‌های بی‌گناهی را قربانی سازد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.