پادگرد
کاور دوازده - پادشاهان کیانی قسمت ششم کیخسرو، فرود
جام فیروزه ای

دوازده - پادشاهان کیانی قسمت ششم کیخسرو، فرود

۲۶ آذر ۱۴۰۲ · 20 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

فرود برادر بزرگتر کیخسرو، پدرش سیاوش و مادرش جریره دختر پیران وزیر افراسیاب بود که در جنگ با لشگر ایران کشته شد. کیخسرو تصمیم گرفت برای انتقام خون سیاوش به سمت توران لشگرکشی کند. پس به طوس دستور داد سپاهی مجهز آماده کند و پس از آن با فرماندهان لشگر به نزدش بیایند. کیخسرو از طوس خواست بر سر پیمانی که با او دارد بماند و در مسیر راه موجب آزار و اذیت مردم نشود، سپاهیانش رنج و زحمت به هیچ کس نرسانند، با مردم عادی که در ستیز با لشگر ایران نیستند نجنگند و مهربان باشند و همینطور از او‌ خواست مسیر حرکت لشگر ایران از سمت بیابان به طرف توران باشد. چون برادرش فرود به همراه لشگرش در آنجا حضور دارد. به همین دلیل از رفتن به کلات و جَرَم خودداری کنند. بعد از حرکت لشگر ایران به سمت توران، طوس برخلاف فرمان کیخسرو به لشگرش دستور حرکت به سمت کلات و جرم را داد. سرداران لشگر مثل گودرز و گیو او را از این نافرمانی برحذر داشتند اما طوس خودرای بود و به گوشزد آنها توجهی نکرد. لشگر ایران به سمت کلات و جرم حرکت کرد و در طول راه به هر جایی که رسیدند؛ آنجا را ویران کردند و اندرز کیخسرو را در زیان نزدن به آبادی ها و آزار نرساندن مردمان در مسیر راه بود از یاد برد. به فرود خبر دادند که لشگر ایران به دستور برادرت کیخسرو به سمت توران در حرکت است. منابع: تاریخ اساطیری ایران، ژاله آموزگار شاهنامه فردوسی، جلال خالقی مطلق شاه نامه ها، سیروس شمیسا نامه باستان، میرجلال الدین کزازی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.