پادگرد
کاور مردی که گفت این حمله واقعی نیست!
جاده بی پایان با معین

مردی که گفت این حمله واقعی نیست!

۲۴ شهریور ۱۴۰۵ · 24 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

در این قسمت از «جاده بی‌پایان» به یکی از عجیب‌ترین لحظات جنگ سرد می‌رویم؛ شبی در سال ۱۹۸۳ که سیستم هشدار هسته‌ای شوروی اعلام کرد آمریکا موشک‌های هسته‌ای شلیک کرده است. استانیسلاو پتروف، افسر حاضر در مرکز فرماندهی، باید در چند دقیقه تصمیم می‌گرفت که این هشدار را یک حمله واقعی بداند یا یک خطای فنی. او تصمیم گرفت عجله نکند. اما آیا واقعاً یک نفر به تنهایی جهان را نجات داد؟ در این قسمت، علاوه بر روایت آن شب، درباره‌ی ترس، تصمیم‌گیری، اعتماد به تکنولوژی و فاصله‌ی میان «اطلاعات» و «حقیقت» حرف می‌زنیم. گاهی خطرناک‌ترین لحظه، زمانی نیست که کسی تصمیم به جنگ می‌گیرد؛ زمانی است که یک اشتباه، شبیه حقیقت به نظر می‌رسد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.