پادگرد
کاور فرانتس کافکا: مردی که می‌خواست فراموش شود! (داستان شاهکارهایی که قرار بود خاکستر شوند)
جاده بی پایان با معین

فرانتس کافکا: مردی که می‌خواست فراموش شود! (داستان شاهکارهایی که قرار بود خاکستر شوند)

۱۹ شهریور ۱۴۰۵ · 20 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«تمام نوشته‌هایم را نخوانده بسوزان و نابود کن.» این آخرین جمله فرانتس کافکا روی تخت بیماری به صمیمی‌ترین دوستش، ماکس برود بود. اما چرا برود به این خواسته عمل نکرد و دست به خیانتی زد که جهان ادبیات را برای همیشه مدیون خود ساخت؟ در این اپیزود از پادکست «جاده بی‌پایان» همراه با دکتر معین، به کوچه پس‌کوچه‌های مه گرفته پراگ در دوران امپراتوری اتریش-مجارستان می‌رویم تا پرده از زندگی عجیب، روابط شخصی تاریک و ذهن نبوغ‌آمیز فرانتس کافکا برداریم. مردی که با بیگانگی، ترس از قضاوت و پوچی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اما آثارش تبدیل به آینه تمام‌نمای انسان مدرن شدند. اگر می‌خواهید بدانید خالق آثاری چون «مسخ»، «محاکمه» و «قصر» چطور زیست، چطور از شهرت فرار کرد و چطور یک سرپیچی دوستانه او را به جاودانگی رساند، این اپیزود برای شماست. همراه ما در جاده بی‌پایان باشید.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.