

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
ويكتور فرانكل، قبل از شروع جنگ جهاني دوم، زماني كه فقط ۱۶ سال داشت، مکاتباتش را با زيگموند فروید آغاز کرد و یکی از دست نوشتههایش را در حیطه روانکاوی برای او فرستاد که این دست نوشته سه سال بعد در نشریه بینالمللی روانکاوی چاپ شد. فرانكل بعدها در سال 1930 دكتراي پزشكي و دكتراي فلسفه اش را از دانشگاه وين اخذ كرد. طي جنگ جهاني دوم سه سال را در اردوگاه هاي كار اجباري نازي ها سپري كرد. او بعد از جنگ و آزاد شدن از اسارت، مکتب روانشناسی لوگوتراپی یا معنا درمانی را بنا نهاد كه امروز یکی از مکاتب مطرح روانشناسی در جهان است. ﻟﻮﮔﻮﺗﺮاﭘﯽ يا معنا درماني در ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ رواﻧﮑﺎوي، روﺷﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ شخص ﺗﻮﺟﻪ دارد و توجه خود را بيشتر ﺑﻪ آﯾﻨﺪه بيمار يعني، وﻇﯿﻔﻪ، ﻣﺴﻮوﻟﯿﺖ و ﻣﻌﻨﯽ و ﻫﺪﻓﯽ كه شخص ﺑﺎﯾﺪ در زﻧﺪﮔﯽ آﺗﯽ ﺧﻮد دنبال كند، معطوف مي كند. فروید روان نژندی و بيماري رواني را حاصل سرکوبی کششهای غریزی خصوصا مسايل جنسي میدانست. اما فرانكل معتقد بود، فرويد تنها ناخودآگاه غريزي انسان را ديد، و با تنزل "خود " در انسان به يك فرآورده مغزي صرف، و ناديده گرفتن بعد روحي در ناخودآگاه، انسان را تا حد يك ماشين واره در يك دستگاه رواني تقليل داد. فرانکل انسان بودن را «آگاه بودن» و «مسئول بودن» و در جستجوی معنایی برای زندگی بودن میدانست، از اين رو، فرانكل واژه هستی نژندي را در مورد اختلال عاطفی ابداع کرد و اختلال عاطفی را حاصل عدم توانایی فرد در یافتن معنا برای زندگی میدانست. به نظر فرانکل، در آدمی انگیزهای بنیادی وجود دارد و آن اراده معطوف به معنا است و اگر تلاش انسان درتحقق معناي زندگي بي نتيجه بماند، براي گريز از زجر ناشي از اين خلاء و ناكامي وجودي در معناي زندگي، ذهنش معطوف به لذت جويي، قدرت طلبي و كسب ثروت خواهد شد تا با جايگزيني آنها خلاء وجودي خودش را جبران كند. از نظر فرانكل، بي حوصلگي و بي علاقه بودن در زندگي، و همچنين بي تفاوتي و عدم توانايي در ابتكار عمل در زندگي از علائم عمده ي ناكامي در كسب معنا در زندگي هستند. آلبرت انشتين معتقد بود، انساني كه زندگي را بي معنا مي پندارد، نه فقط غمگين است بلكه زيستن هم برايش دشوار مي شود. از طریق آدرس ایمیل زیر با ما در ارتباط باشید ethical.podcast@gmail.com
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





