پادگرد
کاور به مناسبت ایام عید اعظم رضوان
پادکست این روزها

به مناسبت ایام عید اعظم رضوان

۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ · 7 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

صد و شصت و دو سال پیش در چنین روزهایی در حالی که حضرت بهاءالله در تبعید بودند، در باغی بیرون ازشهر بغداد که به باغ رضوان موسوم شده، علنا رسالت آسمانی خودشان را اعلان کردند. نبیل زرندی تاریخ نویس شهیر بهائی که در آن ایام در جمع پیروان حضرت بهاءالله حاضر بود شرح برخی از وقایع آن روزها را به یادگار نگاشته است. از جمله این که چگونه شب‌ها تا صبح پیروان حضرت بهاءالله به تلاوت آثار و الواح ایشان مشغول بودند. در یکی از این شب‌ها حضرت بهاءالله بی‌خبر و در حالی که گلاب‌پاش بلوری در دست داشتند وارد اتاق یا حجره این اصحاب می‌شوند و می‌فرمایند: «دیدم مجلس خوشی دارید، آمدم تا شما را گلاب دهم. ولکن احدی از جای خود حرکت نکند و مجلس را برهم نزند.»

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.