پادگرد
کاور گفت‌وگوی احمد غلامی با مسیح بهار، به‌مناسبت ترجمۀ سه کتاب از بیونگ‌چول هان| اضطرار خوشبختی
یک کتاب یک نویسنده

گفت‌وگوی احمد غلامی با مسیح بهار، به‌مناسبت ترجمۀ سه کتاب از بیونگ‌چول هان| اضطرار خوشبختی

۱۳ شهریور ۱۴۰۵

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

گفت‌وگوی احمد غلامی با مسیح بهار، به‌مناسبت ترجمۀ سه کتاب از بیونگ‌چول هان اضطرار خوشبختی «رژیم اطلاعات» شکلی از سلطه است که در آن اطلاعات و پردازش اطلاعات با الگوریتم‌ها و هوش مصنوعی اثری تعیین‌کننده بر فرایندهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دارند. بیونگ‌چول هان، متفکر کره‌ای-آلمانی، وقتی از رژیم اطلاعات سخن می‌گوید، درواقع به چرخش بنیادین از «قدرت انضباطی» به «رژیم اطلاعات» در دوران ما می‌پردازد. او در کتاب «اینفوکراسی: دیجیتالی‌شدن و بحران دموکراسی» نشان می‌دهد که رژیم اطلاعاتی جدید با تسخیر روان و بهره‌کشی از آزادی کار می‌کند. در این وضعیتِ تازه، آزادی صوری با نظارت پنهان پیوندی برقرار می‌کنند که به نوع دیگری از سلطه منجر می‌شود. «نااشیا: شورش زیست‌جهان» کتاب دیگری از بیونگ‌چول هان است که در آن به نقد دگرگونی رابطه انسان با جهان در عصر دیجیتال می‌پردازد و وضعیتی را ترسیم می‌کند که مصرف اطلاعات، جانشینِ تجربه زیسته شده است. این کتاب با نگاهی موشکافانه و انتقادی به پدیده‌های عصر حاضر همچون تلفن هوشمند، سِلفی، هوش مصنوعی و نحوه حضورشان در زندگی ما پرداخته و هشدار می‌دهد که ارتباط مجازی جایگزین رابطه حقیقی شده و ثبت لحظه جای خود زندگی را گرفته است. بیونگ‌چول هان در «جامعۀ تسکینی: درد در عصر حاضر» نیز از مفهومی با عنوان اضطرار خوشبختی سخن می‌گوید که با حذف نظام‌مند درد در ساختار سرمایه‌داری متأخر مرتبط است. در چنین جامعه‌ای رنج نوعی ناکامی شخصی تلقی می‌شود و معنای سیاسی و اجتماعی خود را از دست می‌دهد. از نظر هان این حذف‌شدگیِ سیستماتیک می‌تواند به سِرشدگی و چه‌بسا دستکاری در ارتباط ما با واقعیت منجر شود که امکان هرگونه تجربۀ عمیق و راستین با مقاومت و واقعیت را مختل می‌کند.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.