پادگرد
کاور The Manager and The Dream | مربی و رویا
یه ربع

The Manager and The Dream | مربی و رویا

۱۷ مهر ۱۴۰۵ · 16 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

سلام. من رضا سام هستم و این قسمت بیست و چهارم از پادکست ماست. در این اپیزود، با مرور خاطرات نوجوانی و تماشای فوتبال در شب‌های کنکور شروع می‌کنیم و به علتِ زوالِ جذابیتِ فوتبالِ امروز و کاریزمای رویاپردازیِ مربی‌گری به جای گل‌زنی می‌پردازیم. در ادامه، گزارشی از تکاملِ زیرساخت‌های پادکست در اینستاگرام، تلگرام و وب‌سایت ارائه داده و از سابقه حضور در مسابقات گیمینگ و فلسفه ساخت یک آرشیوِ تصویری برای آرامش صحبت می‌کنیم. در بخش پایانی، وارد کالبدشکافی عمیقِ روان‌شناختیِ دو خوابِ پرپیوست می‌شویم؛ از کابوسِ بازگشت به یک شغل اشتباه تا رویای عاطفی و شیرینی که با وجود آگاهی از خواب بودن، دلت نمی‌خواهد هرگز از آن بیدار شوی. این ربع ساعت دعوتی است برای مرور خاطرات، دیدنِ رویاها و ادامه دادنِ مسیر با خودِ واقعی. مراقب فکرت باش. در این اپیزود چه می‌شنویم؟ نوستالژی فوتبال و کاریزمای مربی‌گری: چرا هدایتِ یک تیم از بیرون زمین جذاب‌تر از شوهای فردی است؟ تکمیل زیست‌بوم پادکست: مرور روند راه‌اندازی اینستاگرام، تلگرام، وب‌سایت و برنامه‌ریزی برای یوتیوب. گیمینگ به عنوان پناهگاه آرامش: سابقه مسابقات فیفا و کلش آو کلنز و نگاهی به ساخت آرشیو خاطره‌بازی. روان‌شناسی رویا و حسرتِ بیدار شدن: کالبدشکافیِ دو خوابِ متناقض و شیرینیِ لحظاتی که در واقعیت رخ نمی‌دهند. «گاهی در اوجِ خواب می‌فهمی که آنچه می‌بینی رویاست، اما با تمام وجود التماس می‌کنی که بیدار نشوی؛ زیستن همین حسرت‌های شیرین و لحظاتِ نایاب است...»

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.