

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ شعر: دلتنگیها ۶ ▨ شاعر: یدالله رویایی ▨ با صدای: یدالله رویایی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شب ، در گریز اسب سیاه یك صف درخت باقی میماند در چهار كهكشان نعل، یك صف درخت بیشیهه میگذشت رگ بریده، دهان باز كرد و ریخت افق دراز، دراز دراز ِ لخته لخته، دراز ِمذاب. زنی در اصطكاك رانهایش گُر میگرفت ستارهای رسیده، در ته خود چكه كرد صدایی، از سرعت پرسید: کجا؟ کجا؟ اما جواب، گذشتن بود و در گریز اسب سیاه، سرعت پیاده میرفت سرعت، صف درخت بود كه میماند. ▨ شعر شماره ۶ از مجموعه دلتنگیها شامل شعرهای ۱۳۴۵ و ۱۳۴۶ چاپ اول: ۱۳۴۶ ــــــــــــــــــــــــــــ در نسخهی سانسور شده، سطرهای: زنی در اصطكاك رانهایش گُر میگرفت تبدیل شده اند به: زنی در اصطكاك تاریكی به شكل تازه ای از شب رسید
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





