پادگرد
کاور روز رستاخیز
هذیان

روز رستاخیز

۲۸ دی ۱۳۹۸ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

برایت مینویسم از کنج قلبم از خطرات تلخم تنیده در هزار توی زمان از سایه های مدام نکبت و ترس از سوخته لاشه خاطرات عشق همان عشقی که هرگز دستانم لمسش نکرد و از دور رفتنش را دیدم سوختم وساختم او سالهاست که رفته است و من با یادش عشق بازی میکنم دکتر ها میگویند دچار سندرم استکهلم شده ام خود اما میدانم که عذرای خلوت نشین شده ام برای تاریخ میگویم که این روز های نکبت زده تلخ میگذرد و این خفته چند برمیخیزد رستاخیز ما نزدیک است و شاید روزی من آن عشق را در رگ و ریشه خود حس کنم برایت مینویسم برای چشمانت به گاهی برای تاریخ برای روز رستاخیز

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.