
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
صبح امیر بودم و شب اسیر شدم! این جمله به بهترین حالت وضعیت آدمی رو که در یک لحظه همه چیز رو از دست میده، توصیف کرده. این داستان، فقط درمورد دنیای کارتن خواب ها نیست، این داستان درمورد همه افرادی هست که یه روز صبح امیر بودن و از بدِ روزگار، بعد از غروب خورشید دوران امیریشون تموم میشه و اسیر میشن. . عمروبن لیث چون آن حال چنان دید، بخندید، گفت: «عبرت گیرید که من آن مردم که بامداد مطبخ مرا هزار و چهارصد شتر می کشید و شبانگاه سگی برداشته است و می برد!» و گفت: « اَصبحتُ امیراً و امسیتُ اسیراً »
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
