
جنگ از قطارها و خیابانهای ما پا گرفت💖💖💖شعر و دکلمه زهره کوچکیان
۱۶ فروردین ۱۳۹۹ · 1 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
جنگ از قطارها وخیابان های ما پا گرفت بی تفنگ بی موشک کوچه هارا زیر پا گذاشت سربازی با دست های بسته در اتاق قرنطینه می شد به در می کوبید کبوتری گوشه ی ایوان تخم گذاشته بود سه بار به پنجره می زد مرگ مشت مشت گندم می پاشید پرچم ها سه بار پایین امدند جنازه ها از بزرگراه و قبرستان های اباد گذشتند کوری ورق می خورد زندانیان با درهای شکسته سر به بیابان گذاشتند ساراماگو سه بار فنجان قهوه را سرکشید خاک را دور می زد جنگ جهانی سوم یواشکی لای ملافه ها جا خوش کرده بود زمین پوست می انداخت
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
