
مگو جاهی از سلطنت بیش نیست💖💖شعر از سعدی جان دکلمه باران نیکراه
۶ اردیبهشت ۱۳۹۹ · 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
مگو جاهی از سلطنت بیش نیست که ایمنتر از ملک درویش نیست سبکبار مردم سبکتر روند حق این است و صاحبدلان بشنوند تهیدست تشویش نانی خورد جهانبان به قدر جهانی خورد گدا را چو حاصل شود نان شام چنان خوش بخسبد که سلطان شام غم و شادمانی به سر میرود به مرگ این دو از سر به در میرود چه آن را که بر سر نهادند تاج چه آن را که بر گردن آمد خراج اگر سرفرازی به کیوان بر است وگر تنگدستی به زندان در است چو خیل اجل بر سر هر دو تاخت نمی شاید از یکدگرشان شناخت
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
