
یَلِه بر نازُکای چمن رها شده باشی پا در خُنکای شوخِ چشمهیی 💖 شعر و صدا احمد شاملو
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹ · 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
یَلِه بر نازُکای چمن رها شده باشی پا در خُنکای شوخِ چشمهیی، و زنجره زنجیرهی بلورینِ صدایش را ببافد. در تجرّدِ شب واپسین وحشتِ جانت ناآگاهی از سرنوشتِ ستاره باشد غمِ سنگینت تلخی ساقهی علفی که به دندان میفشری. همچون حبابی ناپایدار تصویرِ کاملِ گنبدِ آسمان باشی و رویینه به جادویی که اسفندیار. مسیرِ سوزانِ شهابی خطِّ رحیل به چشمت زند و در ایمنتر کُنجِ گمانت به خیالِ سستِ یکی تلنگر آبگینهی عمرت خاموش درهم شکند. AhmadShamloo@
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
