پادگرد
کاور گویی نه زمستانم.....💖 سلطان غزل زنده یاد حسین منزوی
رادیو شعر پارسی

گویی نه زمستانم.....💖 سلطان غزل زنده یاد حسین منزوی

۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۹ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

#استاد_حسین_منزوی hosseinmonzavisher‏@ ⚜️⚜️⚜️⚜️ ⚜⚜⚜⚜ گویی نه زمستانم، برف این همه بارانده است سرمای زمستان را، گرمای تو تارانده است هرکس که تواش بردی، تا مقصدش آوردی وامانده ی تو اما، از قافله جا مانده است دست تو که صد شادی با من به نوازش داد گویم به دعا کز درد آزرده مباد آن دست ای دوست! دلم را باش، وقتی که چنین قلاّش دست از همه ی عالم، غیر از تو برافشانده است جز عشق چه نامش هست؟ وز نابترین جامش این جرعه که جان با تو نوشیده و نوشانده است من گوش چرا دارم، تا عقل چه می گوید در خطّه ی ما اینک، عشق است که فرمانده است این عشق نه امروزی است، در من که دلم انگار هر نامه که می خوانده است، با نام تو می خوانده است بر من بوز و با خود، بردار و ببر ای عشق! خاکستر سردی را کز عقل بجا مانده است

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.