پادگرد
کاور در سایه‌ی چیزی که نیست نشسته است وُ چیزی که نیست را ورق می‌زند....💖شعر و صدا گروس عبدالملکیان
رادیو شعر پارسی

در سایه‌ی چیزی که نیست نشسته است وُ چیزی که نیست را ورق می‌زند....💖شعر و صدا گروس عبدالملکیان

۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

در سایه‌ی چیزی که نیست نشسته است وُ چیزی که نیست را ورق می‌زند. او تکه‌تکه بیدار می‌شود و تکه‌تکه راه می‌افتد و تکه‌های بسیارش، مرگ را کلافه کرده است انگشتِ اشاره‌اش که از آسمان می‌گذرد اجازه می‌گیرد از او می‌پرسد: غروب، جز برای غمگین کردن به چه درد می‌خورد ؟ - همین ! پرسشی که پاسخ است تا ابد زنده می‌ماند پس رهایش کن، بگذار برود ! * دیوانه است او که هر بار حرف می‌زند دیوار به سمت دیگرش نگاه می‌کند دیوانه است او که همچنان به کندنِ شب ادامه می‌دهد و خُرده‌های تاریکی را زیر تخت پنهان می‌کند دیوانه است او که گفته بود می‌رود اما رفت و گفته بود می‌ماند اما ماند و گفته بود می‌خندد اما خندید دیوانه است او که رفتن و ماندن و خندیدن را بی‌خیال شده به کندنِ معنیِ «اما» فکر می‌کند دیوانه باید باشد که با طناب او را به سپیده‌دم بسته‌اند دیوانه است او که دیروز تیربارانش کرده‌اند و هنوز به فرار فکر می‌کند garousabdolmalekian@

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.