
هر زمان حس می کنی که در جهنم مانده ای فکر کن با خود کجا! قلب که را سوزانده ای! 💖 مهزاد رازی
۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ · 1 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
ویدئو شعر " کارما " از کتاب نشانی شعر: حواسمون به نتایج کارهامون باشه... هر زمان حس می کنی که در جهنم مانده ای فکر کن با خود کجا! قلب که را سوزانده ای! سعی کن یادت بیاید لحظه ای که با غرور می زدی لبخند بر خونِ دلِ درمانده ای یک جهان از مرگ می ترسند اما بی نوا آنکه او را بیشتر.. از زندگی ترسانده ای از کویر بخت خود شاکی نشو وقتی خودت غنچه ی لبخند را روی لبی خشکانده ای زندگی گاهی چنان مرغ مقلد می شود می کند سهم خودت هر گربه ای رقصانده ای... شعر و دکلمه : #مه_زاد_رازی ساخت موسیقی : مهیار پورحلاجی MahzadRazi@
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
