
درد دارم... شبیه گنجشکی، که کسی چیده است بالش را 💖 شعر و صدا #مه_زاد_رازی
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹ · 1 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
ویدئو شعر " درد دارم " از کتاب نقاب: تقدیم کنید به کسانی که درد هاشون رو تنهایی زندگی کرده اند.... درد دارم... شبیه گنجشکی، که کسی چیده است بالش را . مثل پیری که روز اول عید، کس نپرسیده است حالش را . بارها می خورد سرم بر سنگ، من در این گور زندگانی تنگ . مثل یک مرده ی لجوجم که.. نپذیرفته خود زوالش را . زندگی ساخت یک خرفت از من، کودکی مرا گرفت از من . حس آن مادر است حالم که.. داده از دست نونهالش را . مثل بدکاره ای شدم که دلش، روح سرد و کلافه و کسلش . کرده خیلی هوای دوران پاک ماقبل ابتذالش را . مثل آن کافرم که تا ترسید، ناله ای کرد و بعد یک آن دید . بی هوا خوانده است در دل خود .. او خداوند بی مثالش را . بی گناهی شدم که متهم است، مرز او و قصاص یک قدم است . جان او را بگیر و راحت کن، دیگر ای زندگی خیالش را . درد دارم .. شبیه بدمستی، که تو تصویرآخرش هستی . شب در آغوش توست اما صبح.. کرم ها می کنند غالش را... شعر و دکلمه : #مه_زاد_رازی ساخت موسیقی : مهیار پورحلاجی MahzadRazi@
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
