
دیگر نه دلی مانده برایم نه دلیلی من سرخیِ جامانده ام از خوردن سیلی 💖شعر و صدا #مه_زاد_رازی
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹ · 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
ویدئو شعر " ماه و پلنگ " از کتاب نقاب: تقدیم به کسانی که فاصله ها رو زندگی کرده اند... دیگر نه دلی مانده برایم نه دلیلی من سرخیِ جامانده ام از خوردن سیلی من ماهیِ افتاده به دامان کویرم در آب نیندازم و بگذار بمیرم من شاخه گل سرخم و هرکس بغلم کرد تیغم که فرو در بدنش رفت ولم کرد بگذار دلِ سنگِ تو را هم زده باشم بگذار به چشم تو هم آدم بده باشم بگذار بگویم: '' کمک '' و یار نباشد گوش تو به این حرف بدهکار نباشد نازک دلم اما در عوض پوست کلفتم صد درد کشید این دل و یک آخ نگفتم هر شادیِ ناگاهِ دلم، راه به غم داشت از باقی دل ها دل من آه چه کم داشت؟ در جان تو جان ریختم اما تو چه کردی؟ من سوختم و غیر تماشا تو چه کردی؟ من خسته ام و قهر تو اندازه ندارد این دل به خدا تاب غمی تازه ندارد تا کی پی رخ دادن یک معجزه باشم؟ با بغض فرو خورده گلو را بخراشم؟ یک روز به کل دست تو می شویی از این عشق یک روز می افتی پی دل جویی از این عشق دیگر به خدا، جانِ به لب آمده ام من قید همه ی رابطه ها را زده ام من هشدار! اگر عشق تو هم عشق پلنگ است من ماهم و دیدار من از دور قشنگ است... شعر و دکلمه : #مه_زاد_رازی MahzadRazi@
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
