
شاعر مریم ناظمی دکلمه آیلار غفرانی فریاد هر شب با گلویم شرط می بندد غمنامه ها را می برم در خلوت سینه
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹ · 1 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
فریاد هر شب با گلویم شرط می بندد غمنامه ها را می برم در خلوت سینه کم می شوم از خود به ضرب ِشست ساعتها هر روز می بازم به تصویرم در آیینه مبهوت یعنی این من ِبیزارِ از بودن گنگی که خواب هر شبش درحال تعبیراست دل را به دریا میزنم تا رد شوم این بار از جاده ی سستی که در رویای تعمیراست پل می زنم از ابتدا تا انتهای شهر در هر قدم کابوسهای تلخ و تکراریست این شهر در آغوش من بسیار باریده خون تمام کوچه ها بر گردنم جاریست چک چک صدای اشکهای آسمان است این باران کجا یاداور خانه نشستن هاست ؟ بگذار تا بغضم دوباره بشکند ، بشکن !! وقتی سزای زندگی در خودشکستن هاست کم کم به آخر می رسد هر قصه ای اما پر...پر بزن، پر ای پرنده ... خط پایان است پرواز کن ،پرواز کن ،آنسوی دریاها اینجا اگر ماندی ته دنیا بیابان است #مریم_ناظمی @sherekaraj 📝📝📝📝📝
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
