پادگرد
کاور از غمی می سوزم و ناچار سوزد از غمی هر که را رنج درازی مانده و عمر کمی 💖 حمیدی شیرازی 💖 امیر نجفی
رادیو شعر پارسی

از غمی می سوزم و ناچار سوزد از غمی هر که را رنج درازی مانده و عمر کمی 💖 حمیدی شیرازی 💖 امیر نجفی

۱۰ خرداد ۱۳۹۹ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

از غمی می سوزم و ناچار سوزد از غمی هر که را رنج درازی مانده و عمر کمی دل که از بیم فنا چون بحر پروایی نداشت دم به دم بر خویش می لرزد کنون چون شبنمی گاه گویم زندگانی چیست ؟عین سوختن تا نمیرد شمع ،از سوزش نیاساید دمی چشم بینا نیست مردم را و این بهتر که نیست ورنه هر گهواره ­ای گوریست ،هر عیشی غمی ای عزیز ! ای محرم جان ! با که گویم راز دل ؟ باز نتوان گفت هر رازی به هر نامحرمی درد بی درمان من ای کاش تنها مرگ بود ای بسا دردا که پیشش مرگ باشد مرهمی خالق شیطان و گندم شادی مردم نخواست عالمی غم ساخت پیش از آن که سازد آدمی گر ز چشم من به هستی بنگری،بینی مدام خواب شوم ناگواری،عیش تلخ درهمی ور بجویی از زبان کِلک من معنای عمر درد جانسوز فریبایی، بلای مبهمی وآن بهشت و دوزخ یزدان که از آن وعده هاست با تو بنشستن زمانی، بی تو بنشستن دمی 💖 حمیدی شیرازی. https://www.instagram.com/invites/contact/?i=pm1npjur1z8l&utm_content=192reh3

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.