
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواست 💖 شاعر:ناصر خسرو قبادیانی . 💖خوانش:ایلار غفرانی
۲۲ خرداد ۱۳۹۹ · 4 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست وندر طلب طعمه پر و بال بیاراست بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت امروز همه ملک جهان زیر پر ماست بر اوج چو پرواز کنم از نظر تیز میبینم اگر ذرهای اندر ته دریاست گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید بنگر که از این چرخ جفا پیشه چه برخاست ناگه ز کمینگاه یکی سخت کمانی تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست بر بال عقاب آمده آن تیر جگر سوز وز عرش مر او را به سوی خاک فرو کاست بر خاک بیفتاد و بغلتید چو ماهی بگشود پر خویش سپس از چپ و از راست گفتا: عجب است این که ز چوبی و ز آهن این تیزی و تندی و پریدن ز کجا خاست؟ چون نیک نظر کرد و پر خویش بر او دید گفتا: ز که نالیم که از ماست که بر ماست! شاعر : ناصرخسرو قبادیانی اینستاگرام : ailar__ghofrani@
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
