
بلم آرام چون قویی سبکبال به نرمی بر سر كارون همی رفت 💖 ،شاعر:فریدونتوللی.💖خوانش :امیر نجفی
۲۴ خرداد ۱۳۹۹ · 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بلم آرام چون قویی سبكبال به نرمی بر سر كارون همی رفت به نخلستان ساحل قرصِ خورشيــــد ز دامان افق بيرون همی رفت شفق بازی كنان در جنبش آب شكوهِ ديگر و راز دگر داشت به دشت پر شقايق باد سرمست تو پنداری كه پاورچين گذر داشت جوان پارو زنان بر سينه ی موج بلم مي راند و جانش در بلم بود صدا سر داده غمگين در رهِ باد گرفتار دل و بيمار غم بود .... درون قايق از باد شبانگاه دو زلفی نرم نرمك تاب می خورد زنی خم گشته از قايق بر امواج سر انگشتش به چين آب می خورد صدا چون بوی گل در جنبش آب به آرامی به هر سو پخش می گشت جوان مي خواند سرشار از غمی گرم پِیِ دستی نوازش بخش می گشت .... خموشی بود و زن در پرتو شام رخی چون رنگ شب نيلوفری داشت ز آزار جوان دلشاد و خرسند سری با او، دلی با ديگری داشت ز ديگر سوی كارون زورقی خُرد سبك بر موجِ لغزان پيش می راند چراغی كورسو می زد به نيزار صدايی سوزناك از دور می خواند نسيمی اين پيام آورد و بگذشت: « چه خوش بی، مهربونی از دو سر بی » جوان ناليد زير لب به افسوس: « كه يك سر مهربونی، درد سر بی » فریدون توللی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
