
چشمانت از اصالت این قهوه چیزتر یعنی غلیظ تر، بله! یعنی غلیظ تر 💖 صالح دروند 💖 هستی غلامی
۵ تیر ۱۳۹۹ · 1 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
چشمانت از اصالت این قهوه چیزتر یعنی غلیظ تر، بله! یعنی غلیظ تر سرد است، نبض ساعتم آهسته می زند هر لحظه حال عقربه هایم مریض تر من رفته ام! و در کلمات تو نیستم تو رفته رفته در کلماتم عزیزتر... چندی ست جمله های تو را فکر می کنم تا طعم طعنه های تو را تند و تیزتر...؛ دیوانه نیستم! ولی این کار ساده ایست- تا از کنایه های شما مستفیض تر... ای دانه های تلخ زمان در تو حل شده! فنجان چشم های مرا هی نریز تر در مرگ من تو سرد و کفن پوش می رسی نرم و سفید ، توی لباسی تمیزتر این بیت را به قصد وصیت نوشته ام؛ قبر مرا برای تو قدری عریض تر... صالح دروند
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
