پادگرد
کاور دزدکی دیدم تو را از درز در دیوارها
بعد آن نفرین نمودم چشم خود را بارها
💖 شعر و صدا علی اکبر ثقفی
رادیو شعر پارسی

دزدکی دیدم تو را از درز در دیوارها بعد آن نفرین نمودم چشم خود را بارها 💖 شعر و صدا علی اکبر ثقفی

۶ تیر ۱۳۹۹ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دزدکی دیدم تو را از درز در دیوارها بعد آن نفرین نمودم چشم خود را بارها چشم دیدی می زند، گاهی ز خاطر می برد وای بر دل در میان موجی از افکارها دیدنت می ارزد ای جان، هر خیالی شد که شد غرقه ی دریا ندارد ترس آب انبارها هر که شور عشق دار پیله از تن بگسلد عشق یعنی پر کشیدن از حصار تارها تیر دشمن بر تن آید، بهتر از پنهان شدن بهتر از پنهان شدن در تو به توی غارها دزدکی بار دگر می بینمت از درز در می کشم ناز نگاهت را روی دیوارها

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.