
در خواب نازی دیدمت شهزاده ی زرین کمر از راه دوری آمدی با صد سپاه و .. 💖 فرحناز هرندی 💖 مدرس زاده
۸ تیر ۱۳۹۹ · 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
در خواب نازی دیدمت شهزاده ی زرین کمر از راه دوری آمدی با صد سپاه و سیم و زر با چند مژه از چشم ناز راه دلت جارو زدم زیبا، به رسم عاشقی با پای دل زانو زدم خیمه بر احساسم زدی شیرین ترین در باورم صدها ستونِ عاشقی بر بیستونِ پیکرم قصری بنا شد در دلم زرینُ و رنگینُ وبلور گفتی عروس قصه شو مستانهُ و ناز و صبور! بیدار ز خوابِ ناز.. من. شهزاده بودی، در بَرَم در بیکرانِ قصرِ دل تاراجِ دل… تاج سرم عمری صبورِ خلوتت شهزاده ی زرین کمر همپا ترین دررقصِ عشق هر صبحُ و هر شامُ و سحر شاعر فرحناز هرندی صبور دکلمه مدرس زاده
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
