پادگرد
کاور روزی که امد 
نارنج ها کال بودند 
دست به دست افتاب قد می کشید
💖 شعر و صدا زهره کوچکیان
رادیو شعر پارسی

روزی که امد نارنج ها کال بودند دست به دست افتاب قد می کشید 💖 شعر و صدا زهره کوچکیان

۱۱ تیر ۱۳۹۹ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

روزی که امد نارنج ها کال بودند دست به دست افتاب قد می کشید از شهر پل ها می امد فرزند ابراهیم وساره شد زیر گوشم نوشت جنازه ام را زیر صنوبری خاک کن که مدام جوانه می زند روی تپه مشرف به اتاق شاید این بار زنگ ها برای هاجر به صدا دراید واسماعیل خواب چاقو از سر بیرون کند روزی که رفت داووی های سفید رویای چهارشنبه داشتند برای سرزمینی که ماه وسالش یلدا بود

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.