

ندارد چشم من، تاب نگاه صحنه سازی ها من یكـرنگ بیزارم، ... 💖 معینی کرمانشاهی 💖 امیر نجفی
۱۱ تیر ۱۳۹۹ · 1 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
ندارد چشم من، تاب نگاه صحنه سازی ها من یكـرنگ بیزارم، از این نیـــرنگ بازی ها زرنگی، نارفیقا! نیست این، چون باز شد دستت رفیقان را زپا افكندن و گـردن فرازی ها تو چون كركس، به مشتی استخوان دلبستگی داری بنازم همت والای بـاز و بی نیازی ها به میدانی كه می بنـدند پای شهسـواران را تو طفل هرزه پو، باید كنی این تركتازی ها تو ظاهرساز و من حقگو، ندارد غیـر از این حاصل من و از كس بریدنها، تو و ناكس نوازی ها رحیم معینی کرمانشاهی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
