
من فکر می کنم هرگز نبوده قلب من این گونه گرم و سرخ احساس می کنم 💖 شاملو 💖 امیر نجفی
۱۳ تیر ۱۳۹۹ · 1 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
من فکر می کنم هرگز نبوده قلب من این گونه گرم و سرخ احساس می کنم در بدترین دقایق این شام مرگ زای چندین هزار چشمه خورشید در دلم می جوشد از یقین احساس می کنم در هر کنار و گوشه این شوره زار یاس چندین هزار جنگل شاداب ناگهان می روید از زمین *** آه ای یقین گمشده، ای ماهی گریز در برکه های آینه لغزیده تو به تو من آبگیر صافیم، اینک! به سحر عشق از برکه های آینه راهی به من بجو *** من فکر می کنم هرگز نبوده دست من این سان بزرگ و شاد! احساس می کنم در چشم من به آبشر اشک سرخگون خورشید بی غروب سرودی کشد نفس! احساس می کنم در هر رگم به هر تپش قلب من کنون بیدار باش قافله ئی می زند جرس. احمد شاملو
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
