
باران وقتی که از یک چتر آویخته میچکد ب💖 مفتون امینی 💖 امیر نجفی 💖
۱۴ تیر ۱۳۹۹ · 1 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
باران وقتی که از یک چتر آویخته میچکد باران وقتی که از یک زنگ به صدا درآمده میچکد یا از یک قفل بسته باران وقتی که از شادی یک دهقان میچکد یا از شتاب یک مهمان یا حتی وقتی که از یک علامت تعجب«!» در هر حال قطراتی از خود را بر کاغذ سپیدی میپراکند که من روی آن شعری خواهم نوشت و شگفت آن که اینجا قطره ی زودتر افتاده دیرتر میخشکد و آن که در جایی پایینتر از همه چکیده است زیباتر نقطهای است برای پایان یک شعر... مفتون امینی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
