
از دو چشمت قلب من انگار چیزی خواست، نه؟ تو نباشی باز هم این قلب پابرجاست، نه؟ 💖 امیر نجفی
۸ مرداد ۱۳۹۹ · 1 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
. یاد از دو چشمت قلب من انگار چیزی خواست، نه؟ تو نباشی باز هم این قلب پابرجاست، نه؟ تو نباشی سینه ام تنگ است، تنگ از اضطراب عادتِ پروانه با بوسیدنِ گلهاست، نه؟ دخترِ گلبرگ و شبنم، نازکن، ناز تو چون عشقبازی كردنِ امواج با دریاست، نه؟ پَرسه هایم راهروهای دلت را تنگ کرد گفتی این بیچاره حتماً مثل شب تنهاست، نه؟ شب که من باشم تو ماهی، ماه یعنی روشنی روشنی در تیرگیها همچنان زیباست، نه؟ من مسافر میشوم یک روز، یک شب،در دلت بعد از آن هرجا که رفتی، یاد من آنجاست، نه؟ شعر:#امیر_نجفی 💖 #رادیو_شعر_پارسی#سهراب_سپهری #فروغ_فرخزاد #هوشنگ_ابتهاج #نیما_یوشیج#حسین_منزوی #سعید_بیابانکی#علیرضا_آذر#سید_علی_صالحی#کاظم_بهمنی#فریدون_مشیری#کیوان_شاهبداغی#سید_تقی_سیدی#آثار_ماندگار#غزل_فاخر#نوستالوژی#شعر#ترانه#شاعر_جوان#شعر_امروز#دکلمه#شعر_سپید#احمد_شاملو#نریشن
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
