پادگرد
کاور ما گر ز سر بریده می ترسیدیم ، در محفل عاشقان نمی رقصیدیم 💖 ایزدی
رادیو شعر پارسی

ما گر ز سر بریده می ترسیدیم ، در محفل عاشقان نمی رقصیدیم 💖 ایزدی

۲۳ مرداد ۱۳۹۹ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

کادر درمانی یک بیمارستان پشت لباسشان نوشته بودند: *ما گر زِ سر بریده میترسیدیم* *در محفل عاشقان نمی رقصیدیم* من این شعر را میشناختم، اشکم سرازیر شد. تاریخ چه ها که نمیکند. در تبریز ، این شعر بیش از ۱۰۰ سال است كه ورد زبان هاست و اصل شعر اینگونه است: *سیصد گل سرخ؛ یک گل نصرانی…* *ما را ز سر بریده میترسانی؟* *ما گر ز سر بریده میترسیدیم* *در محفل عاشقان نمی رقصیدیم* (نصرانی، اشاره به فردى مسیحی است). شاعر مشخص نیست، اما داستان این شعرِ ۱۰۰ ساله . 💐 شهید آمریکایی مشروطه ایران ! صدر مشروطیت است، *تبریز* شدیدا محاصره است، جنگ سختی است. فقط یک کوچه مانده تا *جنبش مشروطه* شکست بخورد. *ستار خان* در *کوچه امیرخیز*، آخرین جبهه در حال مقاومت است. *هُووارد باسکرویل* معلم ۲۴ ساله مدرسه آمریکایی *مموریال* تبریز تحت تاثیر حق و مشروطه قرار میگیرد و به *ستارخان* می پیوندد. *کنسول آمریکا* در تبریز، از او میخواهد از صف مشروطه‌خواهان جدا شود. باسکرویل ضمن پس‌دادن پاسپورتش میگوید: *تنها فرق من با این مردم، زادگاهم است، و این فرق بزرگی نیست.* *هُوارد* فرماندهی ۳۰۰ نفر از مجاهدين را بعهده میگیرد و در کنار ستار خان در محله *شنب غازان* (شام گازان) تبریز با استبداد میجنگد و در نهایت در راه مشروطه برای ایران بر اثر اصابت چند گلوله در سینه *شهید* میشود. *سیصد گل سرخ،* (آن سيصد نفر) *یک گل نصرانی* (‌‌‌هُووارد مسیحی) *ستار خان* از همان کوچه *(امیرخیز)* پیروز میشود... 💐 *تبریز* و *ستار* مراسم تشییع باشکوهی برای این *شهید آمریکایی* در راه مشروطه برگزار میکنند. *زنان تبریز* فرشی با چهره *هووارد* میبافند و‌ به دستور *ستار*، نام *هووارد باسکرویل* بر روی اسلحه اش حک میشود و برای مادرش به آمریکا فرستاده میشود. آن شعر هم سروده میشود. مزار *هُووارد* هم اکنون در گورستان ارامنه تبریز است. 🌸 حالا همان *شعر ِ ۱۰۰ ساله*، در پشت گان ِ پرستاران و پزشکان جانفشان میهنمان است: *سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی* *ما را زِ سر بریده میترسانی؟* *ما گر ز سر بریده میترسیدیم* *در محفل عاشقان نمی رقصیدیم* بسيار و بي اندازه تاثير گزار بود اميدوارم كه درسي باشد براي هموطنان و ياد بگيريم كه براي دوستي و عشق ورزيدن زادگاه و فاصله هاي مكاني نقشي ندارند بايد دلها از يك محله باشند .🙏🌹 هر چه بيشتر تاريخ كهن سرزمينمان را بدانيم بيشتر به روز گار حالمون افسوس ميخوريم ، و لي باز هم به دانستش مي ارزد و بايد به فرزندانمان بياموزيم سپاس🙏🌺🍀👍 #کرونا#کادر_درمان#ستارخان#مشروطه#شهید

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.