پادگرد
کاور در خاطر منی
ای رفته از برم به دياران دور دست!‌
 با هر نگينِ اشك ، 💖 مهدی سهیلی 💖 استاد کیهان کنشلو
رادیو شعر پارسی

در خاطر منی ای رفته از برم به دياران دور دست!‌  با هر نگينِ اشك ، 💖 مهدی سهیلی 💖 استاد کیهان کنشلو

۲۴ مرداد ۱۳۹۹ · 7 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

در خاطر منی ای رفته از برم به دياران دور دست!‌ با هر نگينِ اشك ، بچشم تر منی هر جا كه عشق هست و صفا هست و بوسه هست ـ در خاطر منی . هر شامگه كه جامه ی نيلينِ‌ آسمان ـ پولك نشان ز نقش هزاران ستاره است ـ هر شب كه مه چو دانه ی الماس بی رقيب ـ بر گوش شب به جلوه ، چنان گوشواره است ـ آن بوسه ها و زمزه های شبانه را ـ ياد آور منی ـ در خاطر منی . در موسم بهار ـ كز مهر بامداد ـ تك دختر نسيم ـ مشاطه وار، موی مرا شانه ميكند ـ آندم كه شاخ پر گل باغی بدست باد ـ خم می شود كه بوسه زند بر لبان من ـ وانگاه، نرم نرم ـ گلهای خويش را بسرم دانه می كند ـ آن لحظه ، ای رميده ز من ! در بر منی ـ در خاطر منی . هر روز نيمه ابری پائيز دل پسند كز تند بادها ـ با دست هر درخت ـ صدها هزار برگ زهر سو چو پول زرد ـ رقصنده در هواست ـ و آن روزها كه در كف اين آبی بلند ـ خورشيد نيمروز ـ چون سكه ی طلاست ـ تنها توئی تو كه روشنگر منی ـ در خاطر منی هر سال ، چون سپاه زمستان فرا رسد ـ از راههای دور ـ در بامداد سرد كه بر ناودان كوی ـ قنديلهای يخ ـ دارد شكوه و جلوه ی آويزه ی بلورـ آن لحظه ها كه رقص كند برف در فضا ـ همچون كبوتری ـ وانگه برای بوسه نشينند مست و شاد ـ پروانه های برف ، بمژگان دختری در پيش ديده ی من و در منظر منی در خاطر منی . آن صبحها كه گرمی جانبخش آفتاب ـ چون نشئه ی شراب ،‌ دود در ميان پوست يا آن شبی كه رهگذری مست و نغمه خوان ـ دل می برد ببانگ خوش آهنگ : دوست ، ‌دوست ـ در باور منی در خاطر منی . ارديبهشت ماه يعنی : زمان دلبری دختر بهار كز تك چراغ لاله ، چراغانی است باغ وز غنچه های سرخ ـ تك تك ميان سبزه ، فروزان بود چراغ وانگه كه عاشقانه بپيچد بدلبری بر شاخ نسترن‌ ـ نيلوفری سپيد ـ آيد مرا بياد كه : نيلوفر منی در خاطر منی . هر جا كه بزم هست و زنم جام را بجام در گوش من صدای تو گويد كه : نوش، نوش اشكم دود بچهره و لب می نهم بجام ـ شايد روم ز هوش باور نميكنی كه بگويم حكايتی : آن لحظه ای كه جام بلورين بلب نهم ـ در ساغر منی در خاطر منی . برگرد ، ای پرندۀ رنجيده ، باز گرد باز آكه خلوت دل من آشيان تست در راه ، در گذر ـ در خانه ، در اطاق ـ هر سو نشان تست با چلچراغ ياد تو نورانی ام هنوز پنداشتی كه نور خاموش می شود ؟‌ پنداشتی كه رفتی و ياد گذشته مرد ؟ و آن عشق پايدار، فراموش می شود ؟ نه ، ای اميد من ! ديوانه ی توام افسونگر منی هر جا ، به هر زمان ـ در خاطر منی #مهدی_سهیلی#کیهان_کنشلو 💖 #رادیو_شعر_پارسی#سهراب_سپهری #فروغ_فرخزاد #هوشنگ_ابتهاج #نیما_یوشیج#حسین_منزوی #سعید_بیابانکی#علیرضا_آذر#سید_علی_صالحی#کاظم_بهمنی#فریدون_مشیری#کیوان_شاهبداغی#سید_تقی_سیدی#آثار_ماندگار#غزل_فاخر#نوستالوژی#شعر#ترانه#شاعر_جوان#شعر_امروز#دکلمه#شعر_سپید#احمد_شاملو#نریشن

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.