پادگرد
کاور امشب به اوج آسمان
با بال جان پر می زنم✨️💖
رادیو شعر پارسی

امشب به اوج آسمان با بال جان پر می زنم✨️💖

۲۱ خرداد ۱۴۰۵ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

عمر بشر به هزاران سال رسید اما به جای آرامش به سلاح های پیشرفته تر دستیابی پیدا کرد به جای انصاف قانون جنگل حکفرما شد و بشر امروز بیشتر از هر دوره ای دچار بحران هویت گردید..... 🩶🩶🩶 خدایا یکبار دیگر در فلسفه خلقت انسان مرور کن شاید چیزی جابجا شده است...... گله های گرگ با شمایل انسان به اقصی نقاط دنیا حمله ور شده اند و کودکان را گردن دریده به نیش دارند..... و جای دندانهای تیز دستهاشان پر از بمب است.... خدایا یکبار دگر در فلسفه ی خلقت جهان مرور کن.... غورباقه ابوعطا میخواند و آب سر بالا می رود.... عزیز ذلیل است و حقیر بالا نشسته... سور اسرافیل را بگو که در سور قیامت بدمد که این جهان و این انسان آنرا که تو می خواستی نیست....... " عالمی دیگر بباید ساخت و زنو آدمی " 🩶🩶🩶 امشب به اوج آسمان با بال جان پر می‌زنم از گنبد هفت آسمان بر این جهان سر می‌زنم بر سایه‌ی کوتاه خود بر روی دیوار زمان بر اینکه وقت رفتن است از تلخ گاه این جهان اندر میان پرنیان می‌پرسم از کار جهان: گویند آدم مرده است در نزد ما کروبیان. آدم به تاوان هبوط انگار چون بوزینه شد قابیل بر روی زمین آن حاکم دیرینه شد می پرسم از راه گذر از این شرور بی ثمر آیا بود راهی از این بن بست امروز بشر در یک صفی از پرنیان مجنون به حرف آمد و گفت : لیلی دوای درد من لیلی دوای دردجان #radioshereparsi #محمد_مصدق سه شنبه پنجم اسفند ماه ۴۰۴ ✨️💖

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.